انگيزه مردم از انقلاب - دسته کليد

صفحه اول | مشخصات نويسنده | پست الکترونيک

+ 6 فرضيه درباره انقلاب

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام و درود به تمامي دوستان گرامي. سوال نوزدهم :


آيا اين درسته که مردم از روي شکم سيري انقلاب کردن ؟


در مورد علل و عوامل بوجود اومدن انقلاب اسلامي ايران، حرف و حديثهاي زيادي گفته شده که مهمترين اونها اين چندتاست1 :


1_ فرضيه اقتصاد
     اين فرضيه عمدتا توسط دو گروه نويسندگان غربي و گروهکهاي چپ گراي داخلي مطرح شد. از نظر نويسندگان غربي، بالا رفتن شديد قيمت نفت در سالهاي ابتدايي دهه 50 ، باعث شد شاه ذوق مرگ بشه و دست به يه سري برنامه هاي اقتصادي هول هولکي بزنه که نتيجه اش تورم، کمبود کالا، افزايش حجم نقدينگي و ... شد؛ جوري که حتي تغيير دولت هويدا به آموزگار در سال 56 هم نتونست نارضايتي عمومي رو کنترل کنه و مردم يهو انقلاب کردن!
     چپ گرايان داخلي هم با تکيه بر جامعه شناسي مارکسيستي، انقلاب رو حاصل اختلاف بين طبقه پرولتاريا (فقير بيچاره ها) و طبقه بورژوا (مرفهين بي درد) ميدونستن و عواملي از جمله تخريب خونه هاي بدون مجوز و خارج از محدوده تهران توسط شهرداري در سال 56 ، تورم 30درصدي، واردات بي رويه کالاهاي خارجي و رکود بين المللي سرمايه داري رو به عنوان جرقه اوليه انقلاب معرفي ميکردن.
اشکالات اين فرض
اولا
برخلاف نظريه مارکسيسم، محروميتهاي اقتصادي لزوما عامل بروز انقلاب نيستن بلکه بر عکس، اکثر انقلابهاي دنيا زماني بوده که مردم دستشون به دهنشون ميرسيده. آمار و ارقام نشون ميده که اقتصاد ايران هم در دهه 50 ­نسبت به سالهاي قبل رشد محسوسي کرده بود (هر چند اين ثروت بادآورده نفتي تنها به 20% بالايي جامعه اختصاص داشت).
ثانيا رهبري انقلاب، افراد موثر و شعارهاي مردم هيچ کدوم اقتصادي نبودن و رسيدگي به معضلات اقتصادي فقط يکي از مطالبات عمومي بود.
ثالثا اگه قضيه فشار اقتصادي بود، مردم بعد از انقلاب، ده بار ديگه انقلاب ميکردن. پس گرسنگي يا سيري شکم، نقشي در انقلاب نداشت.


2_ فرضيه مدرنيزاسيون
     توسط بعضي تحليلگراي غربي2 مطرح شده و چندتا از غربزده هاي داخلي هم تکرارش کردن. مطابق اين فرض، شاه در آخراي حکومتش دست به اصلاحات اجتماعي افراطي زد تا تخت گاز، جامعه سنتي نيمه فئودال- نيمه صنعتي عقب مونده ايران رو به دروازه تمدن اروپايي برسونه. اما نرسيده به دروازه، يه سري مسافر سنتي که از تمدن ميترسيدن، اين ماشين توسعه ناموزون رو متوقف کردن.
اشکالات اين فرضفقر اجتماعي
اولا
چنين خيال پردازي هايي فقط مخصوص اون دسته از تحليلگراي غربي بود که همه آشناييشون از ايران محدود ميشد به چند شب اقامت در هتلهاي مجلل پايتخت و حضور در افتتاحيه پروژه هاي سنگين اقتصادي و فکر ميکردن همه جاي ايران داراي چنين حال و روزيه.
ثانيا مخالفت اقشار مذهبي و روحانيت با رژيم شاه به خاطر آباد کردن کشور نبود بلکه بدليل سياستهاي ضد فرهنگي و خلاف شرع بود.
ثالثا مخالفتهاي مردمي حتي قبل از برنامه مدرنيزه کردن هم وجود داشت. قيامهاي 30تير سال 31، 28مرداد سال32، قيامهاي بين سالهاي 39 تا 42، قيام 15خرداد سال42 از اون جمله اند.
رابعا اين فرض هيچ اشاره اي به ميزان مشارکت افراد جامعه در حکومت و يا امنيت سياسي و اجتماعي اونها نميکنه.


3_ فرضيه توطئه
     اين فرض خنده دار توسط شخص شاه3، سلطنت طلبان و برخي مارکسيستها عنوان شد. اينا انقلاب رو يه توطئه از پيش تعيين شده از جانب کشورهاي غربي يا اسراييل ميدونستن.
     در مورد اسراييل ميگفتن: ارتش شاهنشاهي ايران نزديک بود تبديل بشه به پنجمين ارتش بزرگ دنيا و ممکن بود در صورت وقوع کودتا در اون، يه جمال عبد الناصر ديگه بوجود بياد و کک تازه اي باشه در تنبان اسراييل. پس صهيونيستها با بوجود آوردن انقلاب اسلامي و بعد هم جنگ تحميلي، عملا دو نيروي مهم منطقه (ايران و عراق) رو مشغول کردن.
اشکالات اين فرض
اولا
ادعايي بي پايه و اساسه و مدرکي نداره.
ثانيا در زمان شاه هم دولتهاي ايران و عراق چشم ديدن همديگه رو نداشتن و نيازي نبود اسراييل بياد يه انقلابي (اونهم از نوع اسلاميش که سايه صهيونيسم رو با تير ميزنه) ايجاد کنه که بعد هم نتونه جمعش کنه.
     اما در مورد غرب هم چنين افاضاتي داشتن :
_ بعد از مرداد1332، شاه به آمريکا نزديک شد و انگليس خواست با اين انقلاب، حالشو بگيره.
_ شاه نقش کليدي در گرون شدن نفت اوپک داشت. غرب هم خواست اينجوري تلافي کنه.
_ ايران انقده پيشرفت کرده بود که غرب ترسيد يه ژاپن دومي بوجود بياد (!)
_ آمريکا ايران رو داد به شوروي تا يه جاي ديگه يه امتيازي ازش بگيره.

_ ذخاير ارزي ايران و کشورهاي نفت خيز عرب در بانکهاي غربي خيلي زياد شده بود و اگه يه روزي به کله شون ميزد حساباشون رو خالي کنن اقتصاد غرب فلج ميشد. غربي ها هم با انقلاب و جنگ 8 ساله و... کاري کردن تا اين سرمايه مصرف بشه.
_ از ديد مارکسيستهاي داخلي، جامعه ايران آماده پذيرفتن يه انقلاب کمونيستي بود و آمريکا با ايجاد انقلابي اسلامي، در واقع بين بد و بدتر، بد رو انتخاب کرد.

اشکالات اين فرض
اولا اين ادعاها هم بدون کوچکترين دليل و شاهدي عنوان شده.
ثانيا مقدمه بسياري از قضاياي ادعايي فوق، باطلند. بعنوان مثال هيچ انسان ذي شعوري در غرب دچار اين توهم کودکانه نشده بود که ايران بزودي به پاي ژاپن ميرسه بلکه برعکس، بسياري از صاحبنظران غربي، برنامه هاي شاه رو نامعقول و غيرواقع بينانه ارزيابي ميکردند.
ثالثا اگه سياست غرب بر اين بود که زيرآب جهشهاي اقتصادي خلق الله رو بزنه، الان در کشورهايي مثل کره جنوبي، مالزي، اسپانيا، ترکيه و ... هم بايد شاهد انقلاب ميبوديم.


4_ فرضيه ضعف شخصيتي شاه
     فرضيه ايه که توسط برخي نويسندگان غربي4 مطرح شده. اينها ميگفتن چون محمد رضا از کودکي در سايه پدري مستبد و زورگو و در محيطي زنانه بزرگ شده بود، فاقد اعتماد بنفس و قدرت روحي لازم براي اداره کشور بود. وي تا اواخر حکومتش با کمک عواملي چون: ارنست پرون (مشاور و دوست سويسي شاه)، اسدالله علم (عامل سرکوب قيام 15خرداد)، اشرف (خواهر دوقلوي شاه)، اعتقاد شاه به حمايت الهي(!) و پشتگرمي به حمايت آمريکا، تونست اين ضعف شخصيتي خودش رو پنهون کنه. ولي با از بين رفتن تدريجي اين عوامل، ويژگيهاي اصليش بروز کرد و با تصميمهاي کبرايي که گرفت، فاتحه حکومت خودش رو خوند.
اشکالات اين فرض
اولا
گرچه وجود مشکلات اخلاقي و روحي بسيار در شخصيت محمد رضا قابل انکار نيست اما نميشه گفت عامل اصلي انقلاب بوده چون در طول تاريخ خيلي ازين مدل حاکمان ضعيف النفس داشتيم که مردمشون هم قيام و انقلابي نکردن.
ثانيا بيان مطالبي مثل حمايت الهي از شاه و يا پشتيباني آمريکا از وي، در تضاد کامل با رفتار حکومتي و نيز سرنوشت فلاکت بار پهلويه.


5_ فرضيه انقلاب اجتماعي محض
     اين فرضيه زاييده ذهن برخي از نويسندگان وطنيه5. بنابر اين فرض، انقلاب ايران هيچ رنگ و بو و هدف مذهبي نداشت بلکه صرفا مشت محکمي بود بر دهان استبداد پهلوي. خلاصه اش يعني اينکه مردم ميدونستن چي رو نميخوان ولي ديگه به اين قسمت قضيه فکر نکرده بودن که چي رو ميخوان!
اشکال اين فرضسرنگوني شاه
     بطلان اين فرضيه کاملا واضحه چرا که با کوچکترين نگاه به شعارهاي اون ايام، ايدئولوژيهايي که توسط افراد کليدي نهضت ترسيم ميشد و نيز رفراندوم 12 فروردين 58 بروشني ميشه فهميد که خواست عمومي (علاوه بر رهايي از حکومت استبداد) مبتني بود بر تشکيل حکومت اسلامي. پس چطوري قبول کنيم که مردم، ناخواسته و تصادفي به دامن جمهوري اسلامي افتادن ؟


6_ فرضيه انقلاب در مسير تحولات سياسي اجتماعي ايران
     مطابق اين فرض که توسط بعضي تحليلگران داخلي6 بيان شده، انقلاب سال 57 در راستاي ساير حرکتهاي گذشته مردميه و وجه تمايز خاصي نداره. ايراني جماعت هر موقع يه ذره احساس آزادي سياسي ميکرده، ميريخته توي خيابون و براي اصلاح نظام استبدادي شعار ميداده. اين فرضيه هم تا حدودي به فرضيه قبلي شباهت داره.
اشکالات اين فرض
اولا
همه قيامهاي معاصر در ايران براي ايجاد تحول در ساختار حکومتي نبود مثل قيام تنباکو يا نهضت ملي شدن صنعت نفت.
ثانيا اکثر مردم در انقلاب 57 خواستار تغيير و جايگزيني در ساختار حکومت بودن نه فقط تحول و بهبود اون.
ثالثا همه قيامهاي تاريخي ايران که يه نوع رهبر نداشتن. بعضياشون سياسي بودن، بعضياشون سياسي مذهبي و بعضياشون هم صرفا مذهبي. پس در يک راستا قابل ارزيابي نيستن.


7_ نظريه اسلام عامل انقلاب
     صاحبان اين نظر7، اسلام رو عامل اصلي انقلاب ميدونن. توجه به خط مشي صاحبان انقلاب، اهداف اونها، هويت رهبري و تاکتيکهاي بکار گرفته شده توسط او، شعارهاي نهضت، گستردگي و فراگير بودن انقلاب و اينکه تعلق به طبقه ويا قشر خاصي نداشت از جمله مويدات اين تفکر ميتونه باشه.رهايي
     در واقع، انقلاب ايران فقط يک عامل داشت ولي عاملي که همه علل و عوامل قبلي (سياسي، اقتصادي،اجتماعي و...) رو يکجا دربر ميگرفت و نيازهاي مشروع اونها را تامين ميکرد. اين عامل (اسلام) برخلاف تصور غربيان، معنويت محض نبود بلکه علاوه بر دارا بودن بالاترين ارزشهاي والاي انساني و معنوي، اهداف و مقاصد سياسي، اقتصادي، استقلال، حريت، آزادگي، عدالت، رفع تبعيض و حذف فاصله طبقاتي رو نيز به ارمغان مياورد.
الحمدلله الذي هدانا لهذا وما کنا لنهتدي لولا ان هدانا الله
--------------------------------------------------------------------------
1) با تشکر از استاد ملانوري که در تهيه اين مطلب ياري فرمودند.
2) رک: ماموريت در تهران، رابرت هايزر
3) رک: پاسخ به تاريخ
4) رک: شکست شاهانه، ماروين زونيس
5) رک: انقلاب ايران و مباني رهبري امام خميني ره، سيروس پرهام
6) رک: مقدمه اي بر انقلاب اسلامي، صادق زيبا کلام
7) رک: پيرامون انقلاب اسلامي، شهيد مطهري


نويسنده :مسعود احتشامي در شنبه 21/11/1385 و ساعت 3:0 عصر | نظرات ديگران()
حرف دل
انگيزه مردم از انقلاب - دسته کليد
مسعود احتشامي[30]
اقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنکر واصبر علي ما اصابک
لوگوي وبلاگ
منوي اصلي
 RSS 
صفحه اول
پست الکترونيک
مشخصات نويسنده
خانگي سازي
ذخيره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
وضعيت من در ياهو
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 52
بازديد ديروز : 52
مجموع بازديدها : 30625
لينک دوستان
دنياي جواني
جوان ايراني
از يک روحاني
اميدزهرا
عبور
رمز
پري براي پريدن
بي عينک
شيعه مذهب برتر
گلدختر
حاصل عمر
سايه روشن
منجي عجل الله
... بي تو مهتاب شبي
پياده تا عرش
نوشته هاي يک ناظم
گل نرگس
شهسوار دل
...او براي دم هر ثانيه ام
آدم و حوا
مادرانه
به دنبال خويشتن خويش
آغاز راه
بهترين دوست من
عاشقانه
متين نيوز
مسيح انديمشک
باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومکه
آموزه
خدايي که درين نزديکيست
درد دلهاي يک طلبه
بوي باران
بانو بلاگ
با من حرف بزن
جواب دادن به شبهه ها
آخوندها از مريخ نيامده اند
يادداشت‏هاي بدون ‏متن
پايگاه تخصصي کلام شيعه
رايحه کودکي
ضحي
پايگاه عشق
قربون کبوترات امام رضا
دايرکتوري وبلاگهاي قرآني
کتابهاي الکترونيکي رايگان
دفاع مقدس جهاني
مبين

خبر نامه

نام:

ايميل:

 
بايگاني
طلبه ام؛ وبلاگ مينويسم
خالق خدا
طبقات بهشت و جهنم
چت با نامحرم
مراسم اموات
ريشه اسراييل
تفاوت يهوديت با صهيونيسم
عمليات استشهادي
کليدهاي موفقيت در تبليغ
سهميه جانبازان
فلسفه لباس روحانيت
دفاع مقدس چرا 8 سال ؟
کيفر گناهان [4]
تسخير لانه جاسوسي
احکام بانکي
فرقه هاي اهل سنت
نظارت استصوابي
فرقه هاي مسيحيت
ترور در اسلام
آيات شيطاني سلمان رشدي
جملاتي از استادم
انگيزه مردم از انقلاب
ثروت پهلوي/ دارايي خميني [2]
حکم شرعي دخانيات