• وبلاگ : دسته كليد
  • يادداشت : سود يا نزول ؟ ( بمناسبت روز بانكداري اسلامي)
  • نظرات : 0 خصوصي ، 10 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + علي 
    با سلام.برايم خيلي جالب هست که بدانم افرادي که بصورت حرفه اي با نزول خوري امرار معاش ميکنند معمولا چه صفات و خصوصياتي روحي و @واني دارند؟ سپاسگزار خواهم شد تا در اين مورد اطلاعاتي کسب کنم.
    + محسن 
    سلام خسته نباشيد. لطفا کاش توجه ميکرديد که اگه بر فرض قوانين بانکي کشورمون ايراد نداشته باشه لااقل مبناي محاسبه سودهاي بانکي و سيستم نظارتي بر اجراي اين قوانين دچار مشکلات حادي هستند. تا جاييکه يک شخص اگر مبلغي پول داشته باشه بيشتر متمايل ميشه که اونو تو بانک بذاره تا اينکه وارد بازار کار و توليد و خدمات و...بشه. اين يعني رکود اقتصادي. اين يعني سواستفاده بانکها از نبود امنيت در توليد و کاسبي و ... به نفع خودشون. همه ميدونن سرمايه دارترين موسسات ايران، بانکها و موسساتي از اين دست هستند که واقعا واقعا نمونه هاي بارز افراد متضرر از نحوه غلط و منفعت طلباته ايتن بانکها رو هر روزه اطراف خودمون ميبينيم. لطفا واقع گرايانه مطالب رو در اختيار مردم قرار بديد هرچند موافقم افراد در دريافت تسهيلات از بانکها ناآگاه و گاها مجبورا ولي در شکل گيري اين پروسه فاکتورهاي زيادي نقش دارند و در کل اکثر معيارها در تدوين چنين قوانيني غير واقعي و دور از حقيق جاري و رايج در کشور است. پس اگر قانون هرچند در قالب تئوري زيبا و گويا و کارآمد باشد ولي در جريان اجرا اگر درست نتيجه ندهد يا قانون اشکال دارد يا نظارت به قانون ضعيف است يا افراد در ارتباط با اين قوانين آلوده به اشتباهات خواسته يا ناخواسته ميشوند يا که هر سه مورد ميتوانيد مدخليت داشته باشد. که البته بنظر ميرسد راه حل وجود دارد ولي به هر دليلي اقدامي براي اصلاح صورت نميگيرد. ممنون
    پاسخ

    سلام. در اين متن هيچ دفاعي از نحوه عملکرد بانکها نشده بلکه در پي تبيين صحت قانون و حسن نيت قانونگذار بوده ايم. ممنون
    با سلام
    اميدوارم خوب باشيد
    ممنون ميشم به سوالاتم پاسخ بدهيد
    من کمي پول دارم ميخواستم بانک بزارم واسه سود گرفتن ولي اينطور ک شما گفتين اين هم ک نزوله پس کجا بزارم پولمو ک سود بياد روش و حلال باشه.
    اين آدرس وبلاگمو ک گذاشتم قديميه يعني من 2 ماهيه ک موقتا قيد سفر و زدم ميخوام يکي از بنده هاي نيک خدا باشم.پس اگه ايميل نکردين ممنون ميشم جوابه سوالمو تو وبلاگم ارسال کنيد
    پاسخ

    عليک سلام. دوست گرامي شما از کجاي متن بنده استخراج کرديد که سپردن پول به بانک مساوي است با نزول؟! ضمنا اينجا يک وبلاگ طلبگي است نه يک بنگاه اقتصادي جهت معرفي ظرفيت هاي سرمايه گذاري!
    سلام برادر ...
    اتفاقا چند ماهه پيش يکي از آشنايان وامي به عنوان وام کالا دريافت کردن ولي با آن طلبي که به خانمشون داشتن رو پرداخت کردن من چون کمي در مورد اشکال اين کار ميدونستم به ايشون گفتم ولي گفتن که چه فرقي داره گرفتيم که کارمون راه بيافته دزدي که نکرديم و متاسفانه با توضيحات مختصري که دادم باز قانع نشدند..
    حال به نظر شما ايشون رباخواري کردن؟؟؟؟
    پاسخ

    دست کم خلاف شرايط عقد عمل کردن
    + جلال 
    کار قشنگي کرديد که درمورد بانکداري اسلامي جوابگو هستيد ليکن بايدکاراساسي تري کرد من نيز درزمينه بانکداري اسلامي فعاليت دارم وبرخي اطلاعات دوستان از روي عدم علم و آگاهي است وبرخي مربوط به خود بانک مي باشدکه اطلاع رساني کافي,نظارت برعقود مذکوره درقرار دادهايش و... ندارد
    + امهران 

    با اسمه تعالي

    بنده سوالاتي دارم

    استدلال شما

    به عنوان مثال، گردش کار وام مسکن( که از پرطرفدارترين وامهاي درخواستيه) به اين صورته :
    شخص براي خريد خونه مراجعه ميکنه، بانک خونه رو مطابق با تقاضاي او وبصورت "نقدي" خريداري مي کنه(فرضا صد ميليون تومن) و با افزودن سود مورد نظر، بصورت "قسطي" به متقاضي ميفروشه (فرضا صدو بيست ميليون تومن) و همينطور وام خودرو و....
    در اين نوع وام، بانک پولي به عنوان "قرض" به مشتري نميده بلکه در واقع نوعي واسطه يا شريک محسوب ميشه که درصد معيني ازين معامله گيرش مياد.
    من يه آدم نزول خور هستم و ÷ول من حرام است

    از فردا به جاي آن که نزول بدهم مي روم از نزول گيرنده مي برسم ÷ول را براي چه مي خواهد مثلا مي گوييد ميخواهم براي عيالم بخاطر چشم و هم چشمي سرويس بلريان بخرم(يا خانه يا ماشين...) بنده بجاي نزول دادن ÷ول سرويس بلريان را مي دهم و مي گويم آن را براي تو مي خرم و آن را قسطي به تو مي فروشم و سود آن را از تو مي گيرم در واقع واسطه يا شريک محسوب ميشم و نزول ديروز را بدون ان که تغييري در کارم داده باشم تحت عنوان سودحلال مي گيرم

    1)شاکله کار بنده تغييري نکرده چرا تا ديروز کار من حرام بود و امروز حلال گشت؟

    2)من بي شرف صدي سه نزول ميدم بانک با شرف صدي هفده (17%)

    3)گناه من 1(ربا خوري) گناه بانک 2 (ربا خوري کلاه شرعي )و گناه تو 3 تاست: کلاه شرعي دفاع از ظالم(بانک) حلال کردن حرام مردم

    سخن آخر: ربا يعني دادن ÷ولي که کسي به کسي بدهد به شرط آن که در زماني ديگر ÷ولي بيشتر از مبلغ داده شده ستانده شود بي ان که کار يا شراکتي در ميان باشد و چيزي ربا محسوب نميشود که از اين قاعده مستثني باشد نه آن که از خودمان قاعده ها ببافيم و کارمان را از ان قواعد مستثنا کنيم در ضمن اين کار بانک در زمره هيچ يک از وارد زير که نوشته ايد قرارنمي گيرد( )قرض الحسنه 2)مضاربه 3)مشارکت مدني 4)مشارکت حقوقي 5)سرمايه گذاري مستقيم 6) فروش اقساطي 7)اجاره بشرط تمليک 8)سلف 9)جعاله 10)مزارعه 11)مساقات 12)خريد دين 13)ضمان.)
    سعي نکنيد با کلمات قلمبه و ظاهري حق به جانب و بي سواد و جاهل نشان دادن مردم عوام فريبي کنيد يخادعون الله و الذين امنو و ما يخدون الا انفسهم وما يشعرون سوره بقره آيه ي 9 اگر سخن منطقي داريد با گوش جان ÷ذيراي آن هستيم mehranmsf@yahoo.com

    پاسخ

    سلام.دوست گرامي در نظر داشته باشيد تنها محتوي يا بقول شما شاکله عمل نيست که ملاک حقانيت و بطلان يک عمل قرار ميگيردبلکه نيت طرفين و ظاهر و الفاظ عقود و ... نيز دخيل است.شما بفرماييد شاکله عمل زناشويي زن و شوهر چه تفاوتي با عمل زنا دارد؟هيچ! با اينکه يکي مستحب و ديگري گناه کبيره است.چطور تا ديروز گناه کبيره بود و امروز شد مستحب؟!اين نحو استدلال کردن ساده انگارانه و کودکانه دليل بر آشنا نبودن با ادبيات فقه و فحواي دستورات دين اسلام است.مثالي هم که زديد کاملا درست و قابل انجامه با اين تفاوت که شما دوباره با قضيه سرسري برخورد کرديد و فراموش نموده ايد که در شکل دوم يک بيع و يک شرا اضافه شده و ديگه قرض محسوب نميشه.دوست عزيز! همين جزييات بظاهر ساده در احکام است که بين مصاديق آن تفاوت ايجاد ميکند و شما اگر تخصصي در اين زمينه نداريد توصيه ميکنم نه در اين معرکه وارد شويد و نه سايرين را به چوب اتهام برانيد.
    + سلام 

    عزيز دلم سود سپرده و وام بانکي و کارمزد و ديرکرد و... عين ربا و مصداق جنگ با خدا و پيغمبر است.

    حالا شما ميخوا قبول ميخوا قبول نکن.از ما و آيت الله بهجت و نوري همداني و... گفتن بود.

    اينايي هم که گفتي هيچ به فعاليت بانکا ربط نداره و فقط در قالب مضاربه ميتونه قرارداد ببنده که اصلا به اون هم عمل نميکنه.

    براي نمونه آيا بانک در ضرر وام گيرنده اش شريک ميشود؟يعني از اصل سرمايه کم مي کند؟!

    اصلا و ابدا.بانک سه تا ضامن ميگيره و ميگه تو بايد پول منو + انقدر سود به من برگردوني!!!!!!!!!!!!

    ميگه کاري ندارم ميخوا سود کني ياضرر.من پولمو با سودش ميخوام.

    تازه اگه دير ببري ازت ديرکرد ميگيره!!!!!!!!!!!!

    خداييش اين عين ربا نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    چه عرض کنم! متن رو با دقت بيشتري بخونيد ...

    جز نقش تو در نظر نيامد ما را جز كوي تورهگذر نيامد ما را

    خواب ارچه خوش آمدهمه رادرعهدت حقاكه به چشم در نيامد ما را

    وبلاگ قشنگي داري موفق باشي

    مارو هم فراموش نكن

    با سلام! واقعا اگه حجاب زنها نبود، چه جوري ميخواستين بگين ايران مملكت اسلاميه؟

    كشور ژاژن با 120 ميليون جمعيت، سود بانكهاش يك درصده ولي در ايران به 24 درصد هم ميرسه.چه طور اونجا مساله تعامل اقتصادي نيست ولي تو ايران ميشه تعامل اقتصادي؟

    متاسفم برا افرادي كه بيت المال رو كردن بيت الحال.

    به اميد ديدار

    پاسخ

    بنام خدا.سلام و ممنونم از اينكه به وبلاگ خودتون سر زدين و نظر دادين.متاسفانه بايد بگم شمايا مطلب رو كامل نخوندين و يا از عقود نامبرده سررشته اي ندارين.اظهار نظر نامربوط، عجولانه و بدور از آگاهي نتيجه اي جز تخريب شخصيت نويسنده اش نداره.جهت اطلاعتون مختصرا عرض ميكنم كه ميزان سود مشاركتهاي مدني و حقوقي كوچكترين ارتباطي با جمعيت مردم نداره.ضمنا عبارت"تعامل اقتصادي" با اينكه خيلي قشنگه ولي در وبلاگ من وجود نداره. احتمالاجاي ديگري خوانده ايد.در تاسف آخرتون مرا هم شريك بدانيد! منتظر نظرات عالمانه و عاقلانه شما هستم.

    سلام علي آل ياسين

    سلام خسته نباشيد.

    خداوند به همه روزي حلال گسترده عنايت كند.

    منتظر حضور سبزتان هستم

    ياعلي.