• وبلاگ : دسته كليد
  • يادداشت : ورودي هشتم !
  • نظرات : 0 خصوصي ، 10 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ana 
    ميشه اطلاعات بيشتري بديد.
    پاسخ

    جهت کسب اطلاعات بيشتر ميتوانيد به کتب تفسير مراجعه بفرماييد
    سلام عموروحاني
    نفرموديد بغيرذ از7دربهشت چندطبقه است/؟؟؟؟؟؟؟؟

    بيصبرانه منتظرم منتظر جواب
    پاسخ

    نوشتم ديگه بابا. دقت بفرماييد!
    مصالبتون عالي بود.خوشحال ميشم به وبلاگم سري بزنيد و مطالبتون را بگيد
    کار منو که راه انداخت.دستتون درد نکنه.
    + قافله حسن 
    پيش از اينها فکر ميکردم خدا

    خانه اي دارد کنار ابرها
    مثل قصر پادشاه قصه‌ها

    خشتي از الماس خشتي از طلا
    پايه‌هاي برجش از عاج و بلور

    بر سر تختي نشسته با غرور...
    http://www.qafeleyehosn.blogfa.com/
    + عروسك 

    لطفا نامهاي درهاي بهشت و جهنم را بنويسيد./

    اگه ميشه مطالب بيشتري بنويسيد./

    تشكر

    سلام !!!!!!

    اي بابا تو دوجمله خلاص ميكنيد خودتونو !!!!!!!!!

    لطفا تعداد مطالبو افزايش بديد !!!!!!!

    تشكر

    + رزسرخ 
    ولي نمي خواهي يك كمه ديگه مطلب بنويسي؟
    پاسخ

    ولي وقت کافي ندارم
    + مهدي بن حسين بن محمدبن خيام 

    گويند بهشت مي دهند نوش كني - ياري كه هميشه اندر آغوش كني

    اين نسيه تو بگذاروبه نقدي خوش باش- اين قصه همان به كه فراموش كني

    سلام:

    قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:

    مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟

    كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟

    كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟

    قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

    در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .

    قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

    مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

    آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :

    درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

    و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .

    موفق باشيد