• وبلاگ : دسته كليد
  • يادداشت : راه موسوي، راه امام
  • نظرات : 1 خصوصي ، 5 عمومي
  • آموزش پیرایش مردانه اورجینال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + اگر مي دوني پدرت كيه منتشر كن 
    مردم امثال شما رو نمي خوان
    بزودي التماس مي کني اما فايده نداره
    نگي سلام يادت رفت، ارزش تف انداختن هم نداري چه برسه به سلام
    پاسخ

    مردم کساني رو نميخوان که حتي حرمت سالار شهيدان رو هم حفظ نميکنن. اين عادت شماست که اقليت خودتون رو "همه مردم" تصور ميکنيد. ناسزا گفتنتان هم دليل بر ضعف شماست و من ازين بابت بسيار خوشحالم.
    + yagut 

    خوشم اومد از سعيد مرتضوي عزيز

    شما كه معني سلام حاليتون نيست خاك بر سرتون

    واسه امثال شما بايد مرگ آرزو کرد

    پاسخ

    کاملا پيداست که شما چقدر معناي سلام حاليتونه ...
    + سعيد مرتضوي 
    عده معدودي اين را مي فهمند اما خوب است كه خود مي دانيم كه مي دانيم آقاي خامنه اي چقدر از امام فاصله دارد جهت اطلاع مي گويم به اصطلاح آيت الله مصباح وقتي زمان امام خواست با عقايد حجتيه اي كهنه و پوسيده اش در فضاي كشور سم پاشي كند وقتي نزد امام مي رفت با در هاي بسته بيت امام مواجه مي شد. يك بار هم كه آقاي محمد هاشمي ايشان را در تلوزيون براي مناظره با حزب توده دعوت كرده بود امام به شدت برخورد كرد و گفت اين آدم خطرناكي است اما پس از رحلت امام با پذيرايي آقاي خامنه اي مواجه شد چه بودجه ها كه به موسسه ي او كه با نام امام خميني ولي با انديشه صد در صد مخالف امام طلاب حجتيه اي نظير رسايي و آقا تهراني تربيت كرد واريز نشد. چه مقام ها كه داده نشد قابل توجه باشد كه در شب هاي ماه رمضان ايشان هر شب در تلوزيون به بيان انديشه هاي خطرناك خود در شبكه آموزش مي پردازد. دستت درد نكند آقاي خامنه اي خوب جواب محبت هاي امام را دادي
    اي شما هايي که نه جنگ ديدين نه امام نه مي فهمين جنگ چيه نه امام کيه حتي آيت الله خامنه اي را هم نميشناسين اگه حتي مي فهميدين احمدي نژاد چه عقايد خطرناکي نسبت به اسلام داره طرف اونم نميرفتين شما جوجه به اصطلاح بسيجي هاي جنگ نرفته مي خوايد بگيد امام کيه؟ به من جانباز شيمشايي که جونم عشقم روحم بعد از امام مير حسين موسوي بود و به عشق اون تا حالا هم که هر چند وقت يکبار مريضي ام عود مي کنه به عشق اون همين نيم نفس ها رو مي کشم؟
    امام رو من با تمام وجودم حس کردم وقتي تو سنگر ها با راديو همزمان که عکس امام روي ديوار رو تماشا مي کردم و اشک مي ريختم از راديو حرفاشو گوش مي کردم. جالبه ما جانباز شديم اينا مي خوان مملکت رو حفظ کنن.
    پاسخ

    دوست عزيز جانباز شيمشايي! سلام يادت رفت عاشق امام! کو آدرست؟ کو ايميلت؟ کو سندت؟ کو اثبات مدعات؟ کو جبهه ات؟ کوحجتت؟ اول برادريت رو اثبات کن بعد ادعاي ارث و ميراث کن. حرف باد هواست
    + طه 

    نبوي همچنين از ابراز نارضايتي امام از دولت به خاطر انحصاري کردن فعاليت هاي اقتصادي کشور توسط دولت ياد کرده با اشاره به صحبت هاي امام در همان دوران جنگ مبني بر لزوم مشارکت مردم در فعاليت هاي اقتصادي مي گويد:
    « من نظرات امام را درباره اقتصاد تهيه کرده بودم که از جمله موارد آن يکي اين بود که کارهايي که مردم مي توانند بکنند، دولت انجام ندهد. در دوران وزارت که ما خدمت ايشان مي رسيديم، هشداري به دولت آقاي مهندس موسوي دادند که " من (امام خميني ره) بارها گفتم که مردم در کارها مشارکت کنند اما اين اتفاق نيفتاده است" اما شرايط جنگي شرايطي بود که کنترل دولت، عدم تضعيف دولت و اينکه دولت دغدغه اي نداشته باشد تا اينکه کاملا جنگ را تدارک کند، اين براي امام اصل مهمي بود».
    مقام معظم رهبري در سال گذشته (1387) در جمع دانشجويان شيراز در رد اين ديدگاه غلط سوسياليستي در اقتصاد و برنامه ريزي بر مبناي آن در دهه اول انقلاب فرمودند:« در دهه اول، پيشرفت را بسياري از انقلابيون در الگوي چپ؛ چپ دهه شصت؛ يعني الگوي گرايشمند به سوسياليسم مي ديدند. هرکس هم مخالفت مي کرد، يک تهمتي، لکه اي، چيزي متوجهش مي کردند. يک عده اي از مسئولين، دست اندرکاران، فعالين عرصه کار در جمهوري اسلامي نگاهشان نگاه حاکميت دولت و مالکيت دولت بود؛ خوب، اين نگاه، نگاه غلطي بود. نگاه به پيشرفت کشور از زاويه ي ديد تفکر شرقي سوسياليستي چپ محسوب مي شد؛ اين غلط بود. البته غلط بودن اين خيلي زود فهميده شد، حتي آن کساني که آن روز مروج همين ديدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به يک تفريط حالا تبديل شد.»
    اختلاف نظرهاي اقتصادي پس از جنگ به اوج خود رسيد. گروهي از همفکران نخست وزير معتقد بودند ملت به سياست هاي اقتصاد کنترل شده خو گرفته و براي تداوم آن آماده است مردم به مصرف کم، ايستادن در صف ها و گرفتن کالاي کوپني و امثالهم عادت کرده و با تداوم همان سياست ها مي توان اقتصاد کشور را کنترل کرد. نظر دومي نيز در جامعه مطرح بود که اجراي سياست هاي گذشته در شرايط غير جنگي شدني نيست به نظر آنها سياست هاي اقتصادي همراه با رياضت را مردم، تنها به دليل جنگ و ضرورت حفظ تماميت ارضي و استقلال کشور تحمل مي کردند. اين اختلافات که ريشه در سالهاي گذشته داشت منجر به استعفاي ناگهاني مهندس موسوي در شهريور 67 از نخست وزيري شد، که البته با نامه حضرت امام و مخالفت ايشان مهندس موسوي به کار خود ادامه داد.

    ديديم کساني که دم از پيروي خط امام و رهبري مي زدند جلوي لنز همه دوربين ها پا روي ارزشهاي انقلابي و خونهاي ريخته شده گذاشتند.